|
دردهاي من دردهاي من نگفتني دردهاي من |
|
اين روز ها كه مي گذرد، هر روز / احساس مي كنم كه كسي در باد / فرياد مي زند
احساس مي كنم كه مرا / از عمق جاده هاي مه آلود / يك آشناي دور صدا مي زند
آهنگ آشناي صداي او / مثل عبور نور / مثل عبور نوروز / مثل صداي آمدن روز است
...
اي روزهاي خوب كه در راهيد! / اي جاده هاي گمشده در مه!
اي روزهاي سخت ادامه! / از پشت لحظه ها به در آييد!
اي روز آفتابي / اي مثل چشم هاي خدا آبي! / اي روز آمدن! / اي مثل روز، آمدنت روشن!
اين روزها كه مي گذرد، هر روز/ در انتظار آمدنت هستم!
اما / با من بگو كه آيا ، من نيز / در روزگار آمدنت هستم؟
یاحق





